بوم و بر

در روزهایی که می‌گذرد، لودرها و بلدوزرها، آرام آرام کارخانه‌ی مخمل و ابریشم کاشان را می‌بلعند. خراب می‌کنند تا به جای آن زندگی نویی را بیافرینند. این اتفاق گویا قریب پنج­ ماه است که پیوسته و آرام صورت می‌بندد. اما دیوار بلند کارخانه، هنوز پابرجاست و هنوز در پوسته‌ی بیرونی آن، زندگی جریان دارد و چندین و چند نگاهبان، حراست و حفاظت از این مایملک را بر عهده دارند. بر اساس شنیده‌ها، زمین‌هایش، به سازمانی وابسته به نیروهای مسلح، واگذار یا فروخته شده است. شاید به راست، شاید به دروغ. بر صحت این کلمات چندان اتکایی نمی‌توان کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ساعت 10:1  توسط محمود ساطع  | 

بازار از عمومی‌ترین و اجتماعی‌ترین مکان‌های شکل گرفته جوامع به شمار می‌رود.  بازار به « محل خرید و فروش کالا و خوراک، کوچه سرپوشیده­ که از دو سوی دارای دکان باشد» (معین، 1371، ج 3، 145) گفته می‌شود. مکانی که مناسبات اقتصادی در آن صورت گرفته و علاوه بر آن، مظاهر فرهنگ جمعی و ارتباطات انسانی در آن به فراوانی به چشم می‌خورد. در گذشته تاریخی، بازار معبر و شاهراه اصلی ارتباطی مردم شهر به شمار آمده و از این رهگذر، فضای کالبدی و ساختاری بازار، به نیازهای متنوع زیستی آدمیان، پاسخ مطلوب می‌داده است. نیز بازار شامل مجموعه‌ای از سازه‌های متفاوت بوده که وجه جدایی‌ناپذیر آن تلقی شده و کارکردهای آن را گوناگونی می‌بخشیده است. کامران عدل در تعریف بازار می‌نویسد: « بازار از مجموعه اماکن عمومی مانند حمام، مدرسه، مسجد، تکیه، سقاخانه، زورخانه و قهوه­خانه به وجود آمده است که بر روی هم بافت کامل و اندام‌واری را به وجود می‌آورد، که از نظر ارتباطات بخش‌های مختلف زندگی و فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی، جوابگوی نیازمندی‌های مردم بوده است.»( سلطان­زاده، 1383، 13)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 10:44  توسط محمود ساطع  |