🔶 خانم احدیت ... میخواهم استوریاش را استوری کنم، میبینم دست و دلم نمیرود. بیشتر دلم میخواهد دربارهاش بنویسم.
هویت اجتماعی با دوازدهمیها دارم. توی کلاس خالی، رو به سیستم و دوربین، با بچهها گپ میزنم و درس میدهم. تا رویم را برگردانم دمی به ظهر شده است.
میروم اینستا، عکسهایش را میبینم. علی، شیما و فرزند شیما که دلبری شده برای خودش.
نیمروز از هنرستان بیرون میزنم. آنسوی شهر، کارم را انجام میدهم. دلم میخواهد راه بروم.
میروم میدان کمالالملک، دم بازار دستکش بافتی میخرم و میآیم چهاراه. توی راه، مسجد جامع را دید میزنم. خیابان خلوت را و بچههای کار را.
چهاراه، کنار ایستگاه اتوبوس میایستم. ناگهان سُر میخورم به سی سال پیش. به وقتی کاشان این همه دکان نداشت، اینجا دو دکان دو سمت خیابان بودند. یک طرف آقای میرخباز، روبهرویاش مافی؛ همه چیز داشتند! اگرچه آقای میرخباز هست و امید که بپاید.
اتوبوس میآید و کنار پنجره مینشینم. جایی که کوچهی صاحبقدم توی تیررس نگاهم باشد. این کوچه در تاریخ فرهنگ و هنر کاشان، به اندازهی لالهزار هنرمند دارد! حالا نه تئاتری که هنرمند و نویسنده.
میثم اسماعیلی، عکاس و روزنامهنگار، میثم خیرخواه، نویسندهی شاخههای عزیز اناربن و سندروم زندگی نامعتبر. ابوالفضل شاهی، نویسنده و هنرمند، شهره احدیت، نویسنده؛ فرزندش علی ضیاء، مجری و برنامه ساز.. اووه ...این کوچه، چقدر دلگشاست. خدا را چه دیدی، شاید هنوز هم کیمیاهایی چهره نیفروخته در خود دارد!
این میان، امروز با شهره احدیت گره خوردم. مدتهاست صدای داستانخوانیاش را نشنیدهام. وقتی «سیامو» نخستین مجموعه داستانهای کوتاهش در نشر نی منتشر شد، همهی ما، جمع کوچکی که کانون اندیشه جوان - سپهری نام داشتیم، باورمان بود کتاب خودمان چاپ شده است. میدانستیم نویسندهای بزرگ پا به هستی گذاشته است.
شهره احدیت متولد کاشان؛ چهار کتاب در کارنامهاش دارد؛ #سیامو ، #گورچین، #زمان زوال، #زخمزار..
این کلمات را بیشتری برای همشهریهایم نوشتم. برای آنها که بدانند در سال ۱۳۴۰, در خانوادهی احدیت دختری به دنیا آمد. دختری که چند دهه بعد نویسنده و خالق داستانهایی شد که تنها او از نوشتنش بر میآمد.
او امشب، همین امشب، ساعت ده و بیست و دو دقیقه (۲۲: ۲۲) در برنامهی داستانخوانی مسعود بربر، @masoudborbor قرار است داستان بخواند و از داستانهایش بگوید.
امشب از همهی کوچهها و خیابانها میگذرم تا پسین سالها، دل بسپارم به روایتهایی که میخواند. خانم راوی، خانم شهره احدیت