بوم و بر

🔸 جهان

قطره قطره

جام به جام.

شگرف می‌شود؛ کرانگی‌اش ناپیدا.  

 

محو می‌شوم

در سرزمینی که شمایید

با ماه

و آتشی که نرمانرم شعله می‌کشد.

 

م.ساطع

@boom_o_bar

https://www.instagram.com/p/CHGqdOmnMJA/?igshid=eqgezqyq9e9s

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ساعت 8:55  توسط محمود ساطع  | 

 

🔸 پسرم، در خیابان‌های شلوغ شهر، به پناه پیاده‌رو می‌رفت. چندباری زمین خورد و بار آخر، چرخ جلو دوچرخه‌اش، لای پل سیمانی روی جوی افتاد و پخش زمین شد. تمام.

بالاخره طلسم شکست. بعد از دو سال، سوار دوچرخه‌اش شد. برای من و همسرم؛ که بسیاری روزها، با دوچرخه‌‌ایم؛ آدینه‌ی شگفتی بود.

 گفتم سامان کلاه‌ ایمنی؟ گفت سرم می‌خارد و چه و چه. پاپی‌اش نشدم.

نرمانرم از میدان بستنی آمدیم سمت دشت چال. کنار زمین‌های کشاورزی و باغات ایستاد به تماشا.

از آن‌جا هم تا کمال‌الملک و بعد تماشای سالانه‌ی پرسبوک در مجموعه‌ی منوچهری. شگفتی‌مان، شادی‌مان، چند چندان شد.

برگشتنی به عمران سر زدیم و از کوچه پس‌کوچه‌های بافت تاریخی کاشان برگشتیم.

اگرچه دوچرخه‌سوارها؛ چندان به خط دوچرخه نیاز ندارند، اما برای کودکان‌مان، نوجوانان‌مان، آن‌ها که پایی به سن می‌گذارند؛ خطوط ویژه دوچرخه، ضروری‌ترین نیاز خیابان‌هاست.

همان‌گونه که پیاده‌راه‌های امن، همان‌گونه فضای سبز و گیاه و درخت، تا بچه‌هامان بایستند به تماشا، ما هم به تماشای ایشان.

 

#محمودساطع

@boom_o_bar

https://www.instagram.com/p/CHAUrqOHE1_/?igshid=102li1dt1jt7n

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ساعت 8:54  توسط محمود ساطع  | 

 

🔸 اگر کرونا به جان مردم افتاده، ویروسی مهلک نیز به جان و کالبد شهر کاشان افتاده است. ویروسی که منزلت و هویت کاشان را از میان می‌برد.د

درستدر پیشانی و پیش‌روی عمارت تاریخی ابولولو، چند روزی است حصار کشیده، کانکس گذاشته و بلوک خالی کرده‌اند. لابد همین روزها هم گود بر‌می‌دارند و سازه‌ای چند طبقه سرهم می‌کنند. 

بنای تاریخی ابولولو، صرف نظر از نام و شخصیت حقیقی یا غیر حقیقی او، از ارزشمندترین بناهای تاریخی کاشان است که به عنوان اثری از دوره‌ی ایلخانی؛ در سال ۱۳۵۴، به شماره ۱۰۹۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. پرسشی برجای می‌ماند: کاشان را چه می‌شود؟ 

چرا مدیران شهری؛ هویت، معماری و آب و خاک کاشان را با توبره‌ای معاوضه می‌کنند؟ کاشان از گُل نازک‌تر، به نام نامی توسعه، این روزها؛ وجوه معمارانه و مثالی‌اش را از دست می‌دهد. بساز و بفروش‌ها، دارنده‌گان سرمایه، به جان کاشان افتاده‌‌ و چندی دیگر از وجوه معنایی و زیباشناسانه‌ شهر، چیزی برجا نمی‌‌گذارند.

ضرورت تاریخی دارد شهرداری کاشان، میراث فرهنگی، شورای شهر، مسکن و شهرسازی، فرمانداری و سایر نهادهای دولتی، اختلافات میان‌ گروهی و سازمانی‌شأن را کنار بگذارند و از صاحب نظران و شهریاران حقیقی شهر، یاری بجویند. 

ذره ذره‌ی خاک کاشان، با هزار هزار سال هنر و معماری و فرهنگ درآمیخته است و جمعی از کنش‌گران فرهنگی و اجتماعی، برای پاسداشت شهر و دیارشان به آب و آتش می‌زنند تا این بازمانده‌های مانده از اعصار را نگاه‌داری کنند.

مهربانانه و انسانی، از مدیران شهری درخواست می‌کنیم در اسرع وقت، پروژه‌های ساختمانی را که به حریم و منظر آثار تاریخی آسیب می‌رسانند؛ متوقف کنند. از مالکان آن‌ها خریداری کرده و برای اکنونیان و آیندگان؛ حفظ کنند. 

جان و تن شهر باهم آمیخته است. تخریب کالبد شهر، جان شهر را از میان می‌برد. کاشان را از میان نبرید. 

 

#محمودساطع

 

@boom_o_bar

 

https://www.instagram.com/p/CG7KhP1n-Y4/?igshid=1j97fxo5eja6f

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ساعت 8:53  توسط محمود ساطع  | 

!

اگر شما برای‌مان می‌خواندی، حضرت عبدالباسط می‌خواند، حضرت دوست می‌خواند؛ روزگار دوزخی‌مان به از این‌ها بود و می‌ماند که می‌مانیم.

اگر ذره‌ای هم، دوستی‌مان به خدای‌گان خدا مانده؛ از خوبی پاره‌ای از مردمان است و از روزگار دل‌تنگی‌مان برای غروبی افطار و نیز هم ربنای حضرت دوست. 

یادش سبز؛ کودکی‌هامان، نوجوانی‌‌هامان، بی‌آن که بدانیم، بی‌آن که بفهمیم؛ پای سفره‌ی افطار، چشم می‌دوختیم به صفحه‌‌ی سیاه و سفید تلویزیون.

با ربنا؛ لک‌لکی؛ پرنده‌ای از آشیانه‌اش بر مناره‌ای پر می‌کشید بر گنبدی و بر آسمانی که آسمان رویاهامان می‌شد. 

خواندن‌تان بانو، قرآن خواند‌تان، به کودکی‌مان برد؛ به ملکوت آسمان؛ به آسمان رویاها...

 

#محمودساطع

 

@boom_o_bar

 

https://www.instagram.com/p/CG3WXl0nYYy/?igshid=qajf3u9ulabx

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ساعت 8:50  توسط محمود ساطع  | 

 

🔸 امروز، با تکه کاچویی بازی می‌کردند. بی‌چرخه‌ای ساخته بودند که در چرخه‌ی زندگی، شادشان می‌کرد.

اگر آدم ‌بزرگ‌ها؛ جهان را به جنگ و تباهی نکشانند، کودکی‌ سرشار از شیرینی‌ است. سرشار از شادی و روشنی که بچه‌ها به سادگی به آن دست می‌یابند. 

بی‌‌بهانه‌ با هم دوست می‌شوند، هم را می‌بخشند. با خیال‌شان، با خلاقیتی شگرف، بازی می‌سازند و به شادی هم می‌کوشند. 

بی‌آن که بهایی از آنان بگیریم؛ به مُلک و ملکوت‌شان، شادی ببخشیم. برای کودکان، زمین‌های بازی کوچک بسازیم.

 

#محمودساطع

 

@boom_o_bar

 

https://www.instagram.com/p/CGqBuz5H9P8/?igshid=1pvozcnd83n36

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۹ساعت 8:48  توسط محمود ساطع  |