🔷 با هفت هزار سالهگان سر به سرم میبرد و هزار یاد و کلمه میآوردم.
از « بوی جوی مولیان» تا هزار افسانهی شهرزاد و شاهنامه.
از کوچه باغهای نشابور تا حافظ و شیراز. از« پیمانه چو سر رسد چه بغداد و چه بلخ» تا « فریدون مشیری و این جامها که در پی هم میشود تهی...»
تا تو، با بلند گیسوانت در « شبی گیسو فروهشته به دامن..»
تا شب و حالا،
حالا که میتوان هنوز بود و به شادی هم پیمود.
#محمودساطع
boom_o_bar@
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ساعت 23:46  توسط محمود ساطع
|