روزهایی نه چندان دور، در سالهای دههی شصت، برابر بنای شهرداری کاشان، ردیف اتوبوسهایی به چشم میآمد که سربازان و بسیجیان را روانهی جبهههای جنگ میکرد. بسیاری از زن و مرد، کوچک و بزرگ گرداگرد اتوبوسها طواف میکردند. دیرآمدگان چشم در چشم شیشههای اتوبوس میانداختند یا در ازدحام آدمها میچرخیدند تا آشنای خود را بیابند و در آغوش بکشند. اینجا پدران و مادران بسیاری، آخرین دیدارشان را با فرزندانشان داشتهاند. از آنروزها، از آن یادها، مانده یادمانی در سبزهجای پیش روی عمارت شهرداری. یادمانی زیبا و انسانی در قابی به بلندای روزهای این سرزمین.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 1:0  توسط محمود ساطع
|