بوم و بر

نگاهداری و استفاده بهینه از امکانات و مواهب سرزمین، فراتر از وظایف یک شرکت، سازمان یا اداره دولتی است. هر شهروند، علاوه بر استفاده از مواهب طبیعی، وظایفی نیز بر عهده دارد. بی شک، حق و مسئولیت، دو روی یک سکه‌اند که با حضور توامان هم، عیار اجتماعی یک بوم را افزونی می‌بخشند. از این­رو ضمن احترام و سپاسگزاری از شرکت محترم آب و فاضلاب، طرح سوالاتی چند و پاسخ‌ شنوی را حق خویش فرض می‌کند. سوالاتی که طی ماه گذشته، مکتوب از روابط عمومی این شرکت جویا شده، اما با گذشت زمان و تماس‌های مکرر،  هنوز بی‌پاسخ مانده است. سوالاتی که شاید اجرای طرح تجمیع فاضلاب را مسئولانه‌تر کند.  

محدوده اجرای طرح شامل کدام نواحی می‌شود و در چند فاز صورت می‌گیرد؟ مدت زمان اجرای طرح چگونه خواهد بود؟ فاضلاب جمع‌آوری شده، شامل چه انواعی (صنعتی، خانگی و ...) خواهد بود؟ آیا الزامی قانونی، برای پیوستن سازندگان و مجریان ساختمان‌ها و مجتمع‌های در حال ساخت، بدین طرح اندیشیده شده است؟ فاضلاب  و نیز پساب به دست آمده چه مقدار خواهد بود؟ موارد استفاده از پساب چیست؟ آیا متقاضیانی وجود دارد؟ آیا امکان استفاده از پساب در حوزه شهری و فضای سبز شهری وجود دارد؟ آیا امکان استفاده خانگی از پساب (برای فضای سبز و باغچه منازل) وجود دارد؟ برای انتقال پساب به حوزه شهری چه تدابیری اندیشیده شده است؟  انتقال پساب به حوزه شهری، چه زمانی امکان پذیر خواهد بود؟ (لطفا سال آن را ذکر کنید؟)  آیا شهرداری، معاونت عمرانی فرمانداری و سایر نهادهای ذی ربط اداری شهر، در طراحی، بهینه‌سازی و اجرای طرح همکاری داشته‌اند؟

آنچه در این میان، برای نویسنده مهم تلقی می‌شود، پاکیزگی و حفظ محیط زیست و نیز برگردان پساب مفید به محدوده‌ی شهری است. از این­رو، این اتفاق یعنی تجمیع فاضلاب، برایش نوید بخش و روشنی‌افزاست. از سوی دیگر، اجرای کنونی طرح نیز، نگرانی‌هایی را برایش به وجود آورده است.

گویا واقعیت این است که طرح تجمیع فاضلاب، تنها یک طرفه به سمت مقصد و بدون لوله­ گذاری برگشت، صورت می‌گیرد. این بدین معنا است که قرار است فاضلاب از محدوده شهری به بیرون از شهر هدایت شود. و اصلا قرار نیست پساب به دست آمده به حوزه‌ی شهری برگردانده شود. و اگر قرار باشد زمانی بخشی از آن به شهر هدایت شود، دوباره باید منتظر بودجه ماند و لابد صدها میلیون، هزینه کندوکاو مجدد خیابان و معبر کرد.

نویسنده در نوبتی به معاونت شهرسازی شهرداری کاشان مراجعه کرده و از طرح ایشان برای استفاده از پساب، پرس و جو کرد. همچنین به دوایر فضای سبز؛ اما مشاهده کرد شهرداری محترم، برای استفاده از این موهبت به دست آمده در آتی شهر، هیچ تدبیری نیندیشیده است. شهر کاشان، به شدت از کمبود فضای سبز و بوستان‌های محلی و منطقه‌ای رنج می‌برد. کم آبی و خشک‌آبی، تقدیر ده‌ها و سده‌هامان است. فراوانی از مدیران و شهرداران محترم، بدین بهانه از ایجاد و توسعه‌ی فضای سبز شهری سرباز زده، یا به اندکی، دل‌خوش کرده‌اند. به راستی نمی‌توان با تجمیع فاضلاب و برگرداندن پساب آن به حوزه‌ی شهری، در توسعه‌ی فضای سبز استفاده کرد؟ در حقیقت، پرس و جو و سوالات آغازین متن، پی‌جویی پاسخ‌هایی از این دست بوده است.

باور نویسنده بر این است که امکان استفاده از پساب در فضای سبز شهری وجود دارد. اگر چنین باشد، وظیفه‌ی شورای شهر، معاونت عمرانی فرمانداری، شهرداری و یا سایر سازمان‌های ذی‌ربط است که با  بازاندیشی مجدد طرح و تعریف منابع مالی، امکان لوله‌گذاری برگشت را هم‌زمان به وجود آورند. در این صورت، بایسته است هم‌زمان با طرح تجمیع فاضلاب، لوله گذاری برگشت پساب نیز اجرا شود. حداقل در خیابان‌ها و معابر اصلی شهر تا در زمان‌های آتی، فرصت و امکان استفاده از آن به وجود آید.

بسیاری از سرزمین‌های جهان، با کم آبی به عنوان یک تهدید مواجه‌اند. در پاره‌ای سرزمین‌ها، در خانه‌ها با استفاده از شیب سقف­ و ناودان‌های تعبیه شده، نزولات جوی جمع شده و با تعبیه‌ی مخزنی زمینی، از آب به دست آمده، در آبیاری فضای سبز خانگی، بهره­ می‌برند. نیز در پاره‌ای جای‌ها در حواشی دریا، با نصب پرده‌های توری مانند، رطوبت هوا و شبنم موجود جمع شده، با ایجاد آب باریکه‌ای به بشکه­ هدایت شده و آب مصرفی‌شان را به دست می‌آورند. چرا ذهن مبارک‌تان را به سرزمین‌های دور روانه کنم. مگر نه این بوده که نیاکان ما، ابداع کننده قنات در جهان به شمار می‌آیند؟ قنات‌هایی که با سخت کوشی و جان مایگی، بعضا ده‌ها کیلومتر از مبدع و مادرچاه‌شان تا مظهر آب و سرچشمه‌شان، طول داشته‌اند. در همین آران و بیدگل، مردمان شریف و کوشای دیروزین و امروزین، با ایجاد چاله‌ها واستفاده از آب‌های سطحی، در سمبک و چارطاقی، کشت و زرع کرده و روزی حلال‌شان را به دست می‌آوردند و می‌آورند. در حاشیه‌ی کویر مرکزی، کشاورزان دیروزین، با کندن زمین، کوزه را تا لبه در خاک می‌کردند و درونش آب می‌ریختند. کنارشان، تخم صیفی و جالیز می‌کاشتند. حالا ما در روزگار کنونی، امکان بهره‌وری صحیح و علمی و اصولی از مواهب طبیعی‌مان را نمی‌یابیم یا در نمی‌یابیم.

فصلی پیش، در حاشیه‌ی خیابان‌ها و میدان‌های شهر، پوسترها و بنرهایی، چشم‌نوازی می‌کرد. سمینار یا همایشی درباره‌ی فاضلاب. کلمه‌ی فاضل، به شکل عمودی از بالا به پایین نوشته شده و به آب روشن و قابل استفاده منتهی می‌شد. به راستی سهم هنر طراحی و گرافیک را می‌شد سپاسگزارنه تماشا کرد و به موهبت فاضلاب اندیشید. تلاش این کلمات نیز براین بوده است که سهم مای مردمان و مسئولان را در طراحی و استفاده بهینه از این فاضل + آب  در محدوده‌ی زیست‌ بوم شهری افزونی بخشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 14:15  توسط محمود ساطع  |