چه حافظانه بخوانم چه نخوانم؛ هیچ وقت نخواهد بود که همهی غصهها به سرآید! غصه خواهد بود؛ اگرچه بیشتر غصه را اندوه میدانم. گویی که اندوه درونیتر و عمیقتر، ازلیتر و ابدیتر است. در این هفته؛ با جمعی از آدمهای کاشان، برای خط دوچرخه گفت و گو کردم و هی میگفتند چه خوب! ....
مدتها پیش کتابی خواندم به نام «شهر انسانی» از نویسندهای به نام یان گل. یان گل شهری را انسانی میپندارد که در نظام حرکتیاش، حق تقدم؛ نخست با عابر پیاده، دوم با دوچرخهها، سوم وسائل حمل و نقل عمومی و در نهایت با ماشینهای شخصی باشد. حالا ما برعکسایم. امیدوارم بتوانیم برعکس را برعکس کنیم. امیدوارم کاشان، شهری انسانیتر شود. از قدیم ترها هم گفتهاند؛ آروز بر میان سالان عیب نیست!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 18:57  توسط محمود ساطع
|