بوم و بر

 

🔹 این نقش‌ها که غارنگاره‌ای دیرین را می‌ماند؛ جایی دورتر از سیلک، حوالی سوک‌چم، بر دیواره‌ای زرد و قهوه‌ای، به قاب نشست.

آدمیانی بر ابزاری دوچرخ، کمی خمیده به پیش، که بر شیبی می‌رانند. و با نقوش مانده بر غارها، در بی‌نامی شبیه هم‌. بی‌نامی و گمنامی‌ زنده‌گان بر خاک؛ دمی بوده‌گان و هزار هزاره‌ای نابوده‌گان. 

آن نقش‌‌بوده‌گان بر غارها را ارج می‌نهیم. زندگی جمعی، خورد و خفت و هم‌زیستی‌شان را ارج می‌نهیم که نیاکان ما بودند. مادران و پدران بایسته‌ی ما که آب و خاک را، شب را و ماه را، خورشید را، به روشنی می‌پرستیدند. بویناکی خاک را دوست می‌داشتند، درخت را هم. 

از تاریکی هراسان، نور و آتش و گرمی را به کشف رسیدند.

شاید پسین این سده‌ها و هزاره‌ها نیز آدمیانی از خاک سر برآورند. برآمده از آفتاب؛ چون پدران‌شان، زمین را، آب را، خاک را و آتش را دوست بدارند.

این نقش‌ها که به دیوار نگاره‌ای می‌مانند، یادماننده‌‌ی این روزهایند. از جمعی فرارونده از شیبی که روزگار ایشان است و در گاهی؛ در آغاز آفتاب.

 

#محمودساطع

 

https://www.instagram.com/p/CGTVCf9no7w/?igshid=1094si1t8rajz

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۹ساعت 13:50  توسط محمود ساطع  |