🔸 چاشت گاه با دوچرخه آمدم دشتهای پایین نیاسر. خرابه های خانهای، نگاهم داشت.
با همهی خرابی، در همهی اجزا و عناصرش، غنی و شگرف بود. شگرف است. ایوانی با سرپوشیدگی، آتشدان و سکویی برای نشستن، پلههایی برای بام، اتاقهایی با تاقچه و گنجه، پستو و اندرونی، بیرون هم، طویله و سربند، جایی برای فضای حاجت.
همهی خانه؛ میان زمین و جوی و راهآبههایی برای کشت. و درختهای بادام که نیمهخشکاند، اما هنوز بار میدهند.
ماندهام از ما که ماییم. دل زده از میراث معمارانه نیاکان، برای نگهداشت آن کوششی نمیکنیم.
بیبار، بیتوشه؛ زمینگیر خانهای شدهام که از آن من نیست؛ اما امید میتوانم داشت دستی از آستین برآید و به آبادانیاش دل ببندد.
روز به عصرگاه رسیده است و به سایههاخیره میشوم. سایه خانهای و من و دوچرخهام.
#محمودساطع
@boom_o_bar
https://www.instagram.com/p/CHNlwjqHD-S/?igshid=1t3b2xs104m9b