بوم و بر

اولّین بار بود که من آن خانم را می دیدیم. چیزی که در چهره‌اش نبود ور پریدگی بود .کمی گیجی در نگاهش بود که هنوز هم هست. آن روز لباس ساده‌ای به تن داشت: روپوش اُخرایی رنگ گشاد . چیزی شبیه به روسری٬ روی سرحقیقتش را بخواهید من از جنس زن فقط خودش را می‌شناسم . و از نوع لباس‌ها و کفش‌ها  و بقیه چیزهایی که  مربوط به زن است و حالا در بازار هست، هیچ اطلّاعی ندارم.) دختری که محمود به آن اشاره کرد از زیبایی سرشاری برخوردار نبود که دل برباید.  آنقدر هم بی ملاحت نبود که شوهر با نگاه کردن به او از زندگی به تنگ بیاید و بعد از چند هفته زندگی مشترک قصد خود کشی داشته باشد.

دهه هفتاد برای کاشان دهه شاخ و شانه کشیدن انجمن‌های ادبی بود. حرف و حدیث خیلی بود. تخم حرامزاده ولد الزنایی نیز از حوالی اردهال و خاوه و اون طرف‌ها توانسته بود در پوشش‌های امنیتی به این محافل رخنه کند و به بسیاری از مفسده‌ها دامن بزند. من در همین پست تصمیم داشتم دهه هفتاد کاشان را هم در زمینه شعر و ادبیات و هم در باب پاپوش دوزی برای این و آن و هم عوامل پشت پرده‌ایی که به نحوی با سر انگشت نهادهای امنیّتی هدایت می‌شد ، سیر تا پیازش را شرح دهم.

ولی هم سردرد دارم. هم امروز صبح دوباره برسر وبلاگ نویسی با عیال حرفمان شد.{...} منظورم این است که پرداختن به بعضی چیزهایی که در دهه هفتاد در زمینه شعر و نویسندگی و هال و هول و این چیزها شاهدش بودم را می‌گذارم برای فرصتی دیگر.

محمود ساطع بعد از ازدواج با عطّیه جوادی برخلاف بسیاری از جوان‌ها که بعد از ازدواج برای ادامه کارهای فرهنگی‌اشان از تخم می‌روند و پژمرده می‌شوند، تازه انرژی تازه‌ای یافت و بدون تن سپردن به دغل کاری‌های روزگار همچنان بی‌مزد و بی‌منّت برای مخاطبان خودش کار کرد و قصه نوشت و نقد کرد و فصلنامه قابل و ارزنده کاج را چاپ کرد و کتاب بسیار مفید سیّاحان را ...

خداوند در این دوران یک سامان هم به او داد: سید سامان ساطع .

عطّیه جوادی اخیرا مجموعه داستان‌های خود را با عنوانی که در زیر این مطلب با آن آشنا خواهیدشد٬ از زیر چاپ بیرون آورده است و قرار است در همین پنجشنبه روبرو در منزل خودش درباره آن صحبت شود. من که در میان دوستان محمود، مصرترین کس برای شرکت در این مجلس هستم، هنوز حتی فرصت نیافته‌ام کتاب را تهیه کنم. دلیلش هم این است که دیروز از این موضوع با خبر شدم. ولی از بچه‌های نقد کتاب بیدگل دعوت می‌کنم برای فراموش نکردن آداب نقد، حتما در این جلسه حضور داشته باشند.

http://www.va-ama-bad1.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ساعت 0:27  توسط محمود ساطع  |