بوم و بر

🔹 رادیوهای محلی ..

🔸نخستین رویارویی‌ جدی‌ام با رادیو و رسانه‌های محلی به سال‌های نوجوانی بر می‌گردد!

فیلم؛ زندگی مرد میان‌سالی‌ را روایت می‌کرد که در طبقه‌ی بالای خانه‌ای زندگی می‌کرد. خانه‌‌ای با پنجره‌هایی رو به بندرگاه و شهر. 

مرد با دستگاه فرستنده‌ی کوچکی، رادیویی محلی را اداره می‌کرد. لابه‌لا ی حرف زدن‌هایش، مردم تلفن می‌کردند. موسیقی‌های شیرینی پخش می‌کرد و آدمی کاملا واقعی بود. در یک زندگی واقعی..

 آب می‌خورد و نان می‌خورد و زندگی را از پنجره‌‌های خانه‌اش می‌دید و از زندگی واقعی مردم می‌گفت.. حتا با اسم کوچک، مخاطبان شهر چند هزار نفری‌اش را صدا می‌زد. می‌گفت؛ جسیکا، ممنون که از گربه‌ی روی درخت خانه‌تان گفتی!

حالا من، که یکی از شیفتگان رسانه‌های محلی بوده‌ام؛ و بنا به دلایلی گریزان از رسانه‌های رسمی شده‌ام؛ قرار است امروز؛ از کاشان و دوچرخه‌هایش بگویم.. امیدوارم بتوانم از زندگی بگویم. ساده و صمیمی... از زندگی روزمره.. 

اگرچه بندرگاه و مرغان دریایی نیستند، امیدوارم کوچه و بازار و درخت و مردمان شهر باشند.از شهری که می‌تواند شهر دوچرخه‌ها بشود. شهر عابران پیاده.

#محمودساطع

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ساعت 13:59  توسط محمود ساطع  |