بوم و بر

شده است صبح‌گاه یا عصرگاهی بایستید در کناره‌ی خیابانی از خیابان‌های کاشان و ماشین‌ها و آدم‌هایی را که در آمد و شدند، تماشا کنید؟ همین کافی است تا حال شما را از کاشان به هم بزند. شده است حال‌تان بد شود؟ حال‌تان بد نمی‌شود در شهری که پیاده‌رو ندارد. فضای سبز ندارد و جایی برای رفت و گذار نرم و آرام مردم از کنار هم ندارد. مردم چون من یا شما گیج و گم سوار بر موتور یا ماشینی، درهم وول می‌خوریم. بی‌آن‌که فهمی از هم و از روزهامان به دست بیاوریم. چون توده‌های زمختی از گوشت و پی، لای آهن پاره‌ها و ماشین‌های لندوکی که عمدتا بی‌رنگ و بد رنگ‌اند، روزگارمان را سپری می‌کنیم. همه کار داریم. همه با سرعت از کنار هم عبور می‌کنیم. روزمره‌گی و لابد اندکی روزمرگی.

این نوشته می‌خواهد پیشنهاد ساده‌ای به شما بدهد. دوچرخه سواری کنید. همین. کاشان در پهنه‌ی دشتی هموار با شیبی ملایم، بهترین فرصت را برای دوچرخه سواری شما فراهم می‌کند. در آب و هوایی که بارانی و خیس نیست. سرد و سخت نیست. شاید دو ماهی در گرماگرم تیر و مرداد یا سردی دی و بهمن نتوان آسوده بر چرخ نشست. مابقی، دوچرخه سواری لذت است و سرخوشی و دل‌خوشی.

وقتی به تعداد نفرات نشسته در ماشین‌ها نگاه کنید، در همان صبح‌گاه یا عصرگاهی که در کنار خیابان ایستاده‌اید، خواهید دید عمدتا تک سرنشین می‌رانند. یله به سمتی و راهی یا رونده بر سرکار. می‌توانید کمی مکث کنید و تصمیم ساده‌ای بگیرید. تصمیم بگیرید دوچرخه سواری کنید و باور داشته باشید تصحیح  فرهنگ عمومی، با یک نفر شروع می‌شود. یک نفر، یک نفر تصمیم بگیریم استفاده از ماشین یا موتور سیکلت را به حداقل برسانیم. برای ترددمان از دوچرخه استفاده کنیم. بدیهی است از گم شدن خودمان و شهرمان زیر هزاران اتومبیل پیش‌گیری می‌کنیم. از آلودگی مفرط هوا می‌کاهیم و فرصت بهتری برای تنفس خودمان و دیگران فراهم می‌آوریم.

متاسفانه رجال شهر ما، عمدتا آدم‌هایی وزین و سنگین هستند که جز در روزگار کودکی و نوجوانی‌شان، از دوچرخه استفاده نکرده‌اند. کافی است صبح‌گاه روزی بروید در کنار اداره‌ای از ادارات شهرمان، شهرداری، آموزش و پرورش، نیروی انتظامی، دادگستری، سازمان آب و برق تا تربیت بدنی! آن وقت می‌بینید سواره­ها را. کسی پیاده‌روی نمی‌کند. کسی با دوچرخه نمی‌آید.

شهردار کاشان، انصافا انسان مودبی است. همین طور معاونین ایشان. اعضای شورای شهرمان نیز. روسای ادارات‌مان نیز. همگی متین، با وقار و اندکی فربه هستند. به راستی گمان می‌کنید دوچرخه‌سواری زیبنده‌شان نیست؟ روی این گفتار، بازاریان شهرمان را هم دربر می‌گیرد. بیش از چند هزار مغازه و حجره در راسته‌ی بازار و خیابان­های کاشان، درون پاساژهای سبز و سفید و سرخ و بنفش‌مان قرار دارد که عمدتا ایشان نیز روزانه با اتومبیل‌هاشان، سرکار می‌روند. چند صباحی دیگر، هزار هزار معلمان و دانش آموزان شهرمان نیز به آموزشگاه‌هاشان خواهند رفت. آن وقت می‌بینید شما نیز اگر ماشین‌هاتان را سوار شوید، چندان شهرمان آرام نخواهد بود. آقایان! با احترام بسیار از شما می‌خواهم دوچرخه‌سواری کنید. و باور داشته باشید از وزن شما خواهد کاست اما از اعتبار و روایی شما نه! به هیچ کجای روزگار بر نمی‌خورد که جامعه‌ی مهندسین شهرمان، بازاریان‌مان و فرهنگیان‌مان، صبح­‌ها با دوچرخه سرکارشان بروند. آن‌وقت کاشان در هفت صبح، دوست داشتنی‌تر خواهد شد. بسیار دوست داشتنی‌تر خواهد شد.

دوچرخه سواری به شما فرصت تماشای شهر را می‌دهد. فرصت تماشای خودتان را می‌دهد. می‌توانید در حالی که می‌رانید، آرام می‌رانید، بیندیشید. می‌توانیم به آرامش برسیم. می‌توانیم به توانایی‌های فردی­امان بیندیشیم، به آبادی  سرزمین‌مان. می‌توانیم با یک ام‌پی‌تری و گوشی ساده به آوازها و ترانه­های ملل دل ببندیم؛ صدای بی‌نظیر استاد شجریان، محمد اصفهانی، فرهاد، سیاوش قمیشی. پیانوی کلایدرمن، نی کسائی و محمد موسوی، شعرهای ریتسوس، لورکا،‌ شاملو، فروغ، موسیقی محلی آذربایجان و گیلان؛ یا آوای ملکوتی عبدالباسط. در حالی­که دوچرخه سوارید، می‌توانید آیه‌های روشن قرآن را زمزمه کنید. اگر بخواهید، می‌توانید ذکر کنید. به آسمان­ها و زمین بیندیشید.

گذشته از این­ها می‌توانید عصرگاهان شهریورماهی یا پاییزی، دوچرخه ‌سواری با خانواده‌تان را تجربه کنید. بسیاری از دختران و زنان ما، به واسطه‌ی کم تحرکی یا بی‌تحرکی دچار پوکی زود هنگام استخوان شده‌اند. به هیچ کجای روزگار بر نمی‌خورد که زنان و دختران‌مان، با پوشش کامل اسلامی، کنارمان دوچرخه سواری کنند. می‌توانیم با هم، ساعتی رکاب بزنیم. پارک برویم یا به دیدن اقوام‌مان. یادمان باشد بسیاری از رفتارهای ما، بیش از هر مرجع دینی و شرعی، منشائی عرفی دارند. یادمان باشد پنج دهه پیش شهرمان، هیچ زنی حق ماشین سواری نداشت. یادمان باشد بسیاری از مادران ما و مادربزرگ‌هامان امکان تحصیل نداشته‌اند. امکان انتخاب شوهران خویش را نداشته‌اند. و متاسفانه، بیشتر این محدودیت‌ها نیز با نام نامی مذهب صورت پذیرفته است. اندکی بیندیشیم، آن‌وقت اگر توانستیم به دختران‌مان نیز اجازه دهیم چون ما، در خیابان‌های شهر رکاب بزنند. شایسته خواهد بود آنچه را در حق خود روا می‌داریم، در حق ایشان نیز روا داریم.

بایسته می‌دانم از کانون دوچرخه سواران امام رضا(ع) قدردانی کنم. دهه‌ای است و چه بسا بیشتر، می‌کوشند با برگزاری تورهای دوچرخه سواری، فرهنگ استفاده از دوچرخه را در شهرمان رواج دهند. همین گونه از اعضای هیات کوهنوردی کاشان. ما نیز می‌توانیم به سهم خود، در تصحیح فرهنگ عمومی بکوشیم. امیدواریم دوستان عزیزمان در شهرداری و سازمان رفاهی تفریحی، با ایجاد ایستگاه‌های رایگان دوچرخه در سطح شهر، در توسعه‌ی فرهنگ دوچرخه‌ سواری سهمی شایسته ایفاء کنند. خیابان‌های کاشان و راه‌های پیرامونی‌اش به فین، راوند، آران و بیدگل به خطوط ایمن دوچرخه نیاز دارند. این همه با کوشش جمعی به دست می‌آید. آن‌ وقت می‌توانیم صبح‌گاه یا عصرگاهی بایستیم در کناره‌ی خیابانی از خیابان‌های کاشان و  آدم‌ها و دوچرخه‌هایی که در آمد و شدند، تماشا کنیم. همین کافی خواهد بود تا حال ما را از کاشان خوب کند. در شهری که پیاده رو داشته باشد. خط دوچرخه داشته باشد. فضای سبز داشته باشد و جایی برای رفت و گذار نرم و آرام مردم از کنار هم.(1)


1-       منتشر شده در نشریه آرمان کاشان (شماره 495) و سایت کاشان نیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:43  توسط محمود ساطع  |