بوم و بر

 

 

....کسی که از پشت چهارچوب در

کله‌اش را بیرون تاباند

خورشید نبود!

طوفانی بود که از فوت کوزه‌گری زبده

از یک نقاشی قدیمی

یا یک شعر کوزه‌دار (دسته‌دار)

بیرون پریده بود

و در سواحل اقیانوس اطلس

یا در گینه‌ی نو

و یا شاید در خلیج یک کشتی پهلو گرفته

نشسته بود

با کونی بزرگ و جامه‌ای فراخ....

 

کوتاهی از شعر بلند هرگز/ نوشته‌ی محمد مهدی نجفی/ ناشر: خودنشر، 1393

www.khodpub.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 18:11  توسط محمود ساطع  |