بوم و بر

  

با یاد و احترام به

بهرام بیضایی و فیلم سگ‌کشی


 

چندی پیش، در روزنامه کاشان خبری آمده بود که در آن از نابودی بیش از هفتصد قلاده سگ ولگرد در پنج ماهه نخست امسال خبر می‌داد.« مسئول اتلاف سگ‌های ولگرد شهرداری از اتلاف 763 قلاده سگ ولگرد از ابتدای سال جاری تا کنون در کاشان خبر داد. وی با اشاره به این‌که این اقدام به صورت هفتگی انجام می‌شود؛ گفت: هدف از این اقدام، جلوگیری از انتشار آلودگی محیط زیست به ویژه انواع بیماری‌ها، حفظ سکوت شبانه در مناطق مسکونی و امنیت شهروندان است. متاسفانه کارخانه‌ها و کشارگاه‌ها با دفع نامناسب فاضلاب و پسماندهای مواد غذایی، باعث تجمع سگ‌ها و افزایش این حیوان تهدید کننده سلامت شهروندان در این محل‌ها می‌شوند. به گفته‌ی وی، زاد و ولد سگ‌های نگهبان و گلّه و رها شدن توله‌هایشان از دیگر عوامل ازدیاد این جانوران است.» (روزنامه کاشان, 30 مرداد 91)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 18:53  توسط محمود ساطع  | 

 

اجرای طرح تجمیع فاضلاب، برای زیست بوم منطقه‌ی کاشان، نوید بخش و روشنی­ افزا است. کاشان، در دهه‌های گذشته از فاضلاب صنعتی کارخانجات رنج برده است. علاوه بر آن، هزاران هزار چاه خانگی و اداری،  در کنار هزینه‌های بسیار حفر، به آلودگی آب­ و زمین افزوده و هنوز می‌افزایند. این‌ها اندکی از مضرات دفع غیراصولی فاضلاب تلقی شده و قطعا نگاه غیرکارشناسانه نویسنده، ده‌ها مضرر دیگر آن را نیز نمی‌شناسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 14:15  توسط محمود ساطع  | 



در حوالی کویر


دیشب ساعت یازده و نیم وبلاگ واما بعد بسته شد. من آنجا بودم و داشتم مطالب وبلاگ را می خواندم . داخل وبلاگ شلوغ و پلوغ بود. محمد مرسی داشت با پونه ی قدوسی حرف می زد. نوری زاد داخل حمام محله گلونه نشسته بود و با سنگ پامال چرکهای کف پایش را می شست. حسین یکتا  با سید حسن در باره ی نقش بلندیهای جولان در امنیت خاورمیانه حرف می زدند و  حسنین هیکل چیزی می نوشت. بشار اسد از حمام اوسا محمود بیرون آمده و داشت عناب می خورد تا خون تازه در رگهایش جریان پیدا کند. که ناگهان دو نفر آمدند و گفتند : هری و بعد کرکره ی وبلاگ واما بعد را پایین کشیدند. و رفتند. وبلاگ تاریک شد . یکی به دنبال چراغ می گشت. چند نفری دعا می خواندند. و یکی هم سرود تازه ی ساسی مانکن را بلغور می کرد. ناگهان احمدرضا خورشیدی از گوشه ی وبلاگ ظاهر شد و با  تلفن همراهش با چند نفر حرف زد. یک آدم یوقور کرکره وبلاگ را کمی بالا کشید و من و چند نفر دیگر که پشت وبلاگ بسته مانده بودیم رها شدیم .

آدرس وبلاگ جدید  وامابعد  این است.

 نوشته شده
 توسط علی رضا توحيدي

http://sobahi.blogfa.com/
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 13:12  توسط محمود ساطع  | 

حسنک کجایی؟

حسنک کجایی؟
گاو حنایی دمش را جنباند و گفت:
حسنک کجایی؟
شب شد
حسنک نیامد
فردا شد
حسنک نیامد
«… و بزرگا مردی بود این حسنک»



http://www.taghvaie.com/

 

«بزرگا مردا که این پسرم بود…» ~تاریخ بیهقی




+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 11:14  توسط محمود ساطع  |